تبليغاتX
سایت شخصی حسین قاسمی
من ستایشگر معلمی هستم که به من اندیشیدن را بیاموزد نه اندیشه ها را
در دلـــــــم بــــــــود كه آدم شوم؛ امّا نشدم
بــــیخبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم

بـــــــر درِ پیــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نیاز
تا بــه این طایفه محرم شوم؛ امّا نشدم

هجرت از خویش كنم، خانه به محبوب دهم
تا بـــه اسمـــــاء معلّم شوم؛ امّا نشدم

از كف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رستــــه از كوثر و زمزم شوم؛ امّا نشدم

فــــــــــارغ از خـویشتن و واله رخسار حبیب
همچنــــان روح مجسم شوم؛ امّا نشدم

سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم
كـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم؛ امّا نشدم

از صفــــــا راه بیابــــــم به ســــــــوى دار فنا
در وفــــا یــــــار مسلّم شوم؛ امّا نشدم

خواستم بر كنم از كعبه دل، هر چه بت است
 تــــا بــــرِ دوست مكرّم شوم؛ امّا نشدم

آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبیث
در دلــــم بــــود كـه آدم شوم؛ امّا نشدم

 روح الله موسوی الخمینی (ره)

+ نوشته شده در  90/07/18ساعت   توسط حسین  | 

در پست قبلی سعی کردم به سوال اول ( نو شدن یعنی چه ؟ ) تا حد بضاعتم پاسخ بدم 

و نتیجه گرفتیم که نو شدن ها رو میشه به دو دسته کلی تقسیم کرد.

حالا باید به این سوال پاسخ بدهیم که "خوبه چیزی نو بشه یا نو"

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به فطرت انسان مراجعه کنیم و ببینیم اصولا انسان به نو شدن علاقه داره یا نه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/14ساعت   توسط حسین  | 

اگر بخواهیم به نوروز نگاه تازه ای داشته باشیم ابتدا باید به چند تا سوال جواب بدیم و کمی نگاهمون رو ریزتر کنیم .

اول اینکه ، نو شدن یعنی چه ؟

دوم اینکه ، خوبه که چیزی نو بشه یا نه ؟

سوم اینکه ، هدف نوروز است یا نوروز راهیست به سوی هدف؟

در این پست سعی میکنم به سوال اول جواب بدم

نو شدن یعنی چه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/06ساعت   توسط حسین  | 

از همه دوستان تقاضا دارم پاسخ سوال ساده "دین ، لطف یا تکلیف؟" را به همراه توضیحات و دلایل خود در قسمت نظرات اعلام بفرمایند.

با تشکر.

+ نوشته شده در  89/11/09ساعت   توسط حسین  | 

حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد
و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است.

گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.

در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.

سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟

سر مبارك امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، كه این است بهای دیدار.

در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود.

هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند كه چنین مرده‌اند.

ای شهید! ای آنكه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش!

شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  89/11/05ساعت   توسط حسین  |